X
تبلیغات
رایتل
پنج‌شنبه 26 آذر‌ماه سال 1383

باز هم امتحانات

باز هم امتحانات شروع شد.
باز هم غر غر کردن پدر و مادر شروع شد.
باز هم پی سی جم خواهد شد.
باز هم ... .

با این که فصل امتحانات خیلی اعصاب خردی داره ولی من دوسش دارم،،،نمیدونم چرا؟!
همیشه هم از این فصل امتحانات خیلی خاطره دارم...خاطرات تلخ و شیرین!!! بیشترین خاطرات هم که تو ذهن آدم جا میگیره توی همین فصل امتحانات هست.
منم برای ۱ ماه فکر میکنم که دیگه پا به نت نذارم (البته شـــــــــــــــــــــــاید)
پس یه خداحافظیه چوچولو فعلاً
از تمام دوستان که نظر میدن خیلی معذرت می خوام چون وقت نمی کنم اصلا پا نت بشینم، به زودی جبران میکنم
سه‌شنبه 17 آذر‌ماه سال 1383

یه احساس بد

HOLL001030 - Man Standing on Path
یه مدت هست که یه احساس خیلی بدی بهم دست داده.

احساس
می کنم که وقتی من یکی رو دوست دارم و ازش خوشم میاد ، اون برعکسه من هست و من رو دوست نداره و ازم تنفر داره...!

احساس
می کنم هر کسی که جلوم و تو روم داره ازم تعریف می کنه یا اینکه باهام خوبه و بهم محل میذاره ، همش بخاطر اینه که ازم بدش میاد و می خواد وانمود کنه که باهام خوبه!!

احساس
می کنم که نسبت به همه حقیرترم و همه از من بدشون میاد و پشت سرم من رو مسخره می کنن!

احساس
می کنم که برای مامان و بابام اضافی هستم و اونها به زور دارن من رو تحمل میکنن!!

در کل : احساس میکنم که اگر زودتر این دنیا رو ترک کنم هم به نفع خودم هست هم اطرافیان...

میهن بلاگ ، پارسی بلاگ ، ایران بلاگ و بلاگفا هیچ کدوم به گرد پای بلاگ اسکای هم نمیرسن
یکشنبه 15 آذر‌ماه سال 1383

یک ساله شدیم


باورم نمیشه یک سال از عمر با ارزشم رو با اینجا گذروندم!!
توی این یک سال:
 خیلی سختی کشیدم
 خیلی عذاب کشیدم
 خیلی از شبا پنهان از چشم اطرافیان گریه کردم
 خیلی کنایه شنیدم
خیلی دلم شکست
خیلی دروغ شنیدم
خیلی ...! و خیلی کم شادی کردم ، خیلی کم خندیدم و خیلی کم محبت دیدم...
ولی باز هم خدا رو شکر میکنم که لااقل این یک سال با هرچه قدر سختی و عذاب گذشت و خدا رو شکر اتفاق ناگواری نیفتاد.
نمی دونم چرا همه به ظاهر آدم نگاه می کنن و در مورد او تصمیم میگیرن؟!
اگر من همیشه خنده رو هستم و سعی میکنم بقیه رو یه کم بخندونم دلیل بر این نیست که خیلی داره بهم خوش میگذره...!!!!

خیلی دلم گرفته ، دارم میترکم نمی دونم چرا ؟!
دوست دارم بقضم رو بترکونم و بزنم زیر گریه ولی یه حسی همچین اجازه ای رو بهم نمیده.
جمعه 13 آذر‌ماه سال 1383

جستوجوی عشق



به نظر شما کجا آدم میتونه به جستوجوی عشق بپردازه؟!
من فکر میکنم آدم باید توی خودش همه چیز رو پیدا کنه ، مخصوصا عشق رو...عشق رو هیچ جای دیگه ای نمی تونی پیدا کنی ، نه تو خیابون نه توی عقل و تفکر دیگران!
به جای اینکه اینقدر به این و اون توی خیابون نگاه کنی ، یه مدت به خودت نگاه کن و ببین کی هستی؟! هدفت چیه و به چه امیدی زنده هستی؟! به جای این که آمار این و اون رو در بیاری آمار خودت رو پیدا کن ببین با کیا داری میگردی و کجاها میری...!
به نظر من آدم اگر یه خرده بیشتر به خودش نگاه کنه و خودش رو بفهمه میتونه به خیلی از چیزهایی که آرزوشون رو داشته برسه...! مثلا میتونه یه خرده بیشتر خوشبختی رو توی زندگیش احساس کنه.(میدونی چرا گفتم یه خرده؟! --پایین رو بخون--)
 هیچ آدمی نیست که تو زندگیش به درجه آخره خوشبختی برسه که این هم دلیل داره، دلیلش اینه که انسان ها همه «طمع» دارن و این هست که هیچ وقت از زنگشیون به طور کامل راضی نمیشن.
خوب از موضوع پرت شدیم!!! لازم بود که یه خورده هم در این مورد بگم آخه!!
خلاصه گفته باشم که برای پیدا کردن عشق و بدست اوردن خوشبختی خودتون باید به خودتون بیاید و دست از گوش دادن حرفای اطرافیان بردارید...!

توجه : هیچ تا حالا عشق رو از سایت های دوست یابی و گوگل و یاهو پیدا نکرده بخدا.
جمعه 6 آذر‌ماه سال 1383

تنهایی



تنهایی خیلی درد بدیه ! آدم رو عذاب میده و میسوزونه.
مخصوصا وقتی ظاهرا سرت شلوغ باشه ولی اگر یه خورده عمیق نگاه کنی میبینی که خیلی تنها هستی...! میبینی که همه ظاهرا همراز و همدمت هستن ولی از پشت بهت خنجر میزنن.بعضی ها متوجه این میشن ولی ازش فرار میکنن و خودشون رو به بی خیالی میزنن(خوش به حالشون) ولی معضی ها هستن که نمی تونن این رو تحمل کنن و دربارش فکر میکنن و خوشون رو سرزنش میکنن.
آره منم میگم خوش به حال اونایی که میتونن بی خیال بشن و از این موضوع به این مهمی به راحتی بگذرن

حالا به نظر شما اونایی که نمی تونن باید چی کار کنن؟!
باید آتیش بگیرن و عذاب بکشن؟
باید حسرت بقیه رو بخورن؟
باید...؟!

حتماً میگید باید کسی رو پیدا کنه که اون رو از تنهایی در بیاره آره؟!
درسته ولی کی رو پیدا کنه که به این چیزها فکر کرده باشه؟ کی رو پیدا کنه که جنسش خراب نباشه و یه دوست خوب و یه همدم واقعی باشه؟
همش سوال شد...! آره زندگی همش پر از سوالاتیه که آدم نمی دونه از کی بپرسه؟! اگر هم کسی جواب بده با توجه به ذهنیات خودش جواب میده ولی جواب ما رو که دنبالش هستیم رو نمیده!!!!
آخه چرا بعضی از ما نمیتونیم بی خیال بشیم و راحت زندگیمون رو بکنیم؟!