یکشنبه 18 تیر‌ماه سال 1385

بی اراده‌ام

شاکی نشو، طالع ما این است پس
تلاش‌های من برای رسیدن به خودت
رو ببین!
من به‌خاطر تو وقت رو هم می‌کُشم.

 

 

 

 

/...و چقدر به تو برای درد دل‌هام
نیاز دارم. امَا تو یه تعارف هم
نکردی.
/احساساتم حالتی زنجیره‌ای دارند
و کار تو این شده که دونه دونه این
زنجیره‌ها رو از هم باز کنی.
/گفتم تصورت رو از من رسم کن،
اما چرا فقط یه علامت سوال کشیدی؟!
/دو چیز رو باید از دست بدم تا فراموشت
کنم، ۱.حس بویایی  ۲.حس شنوایی
/تو که اصلاً حرف نمی‌زنی! نظرت درباره
صحبت با صدای ضبط شده‌ام چیه؟
/دیگه قابل تحمل نیستم برای خودم،
چرا انقدر بی‌اراد‌ه‌ام!!!

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
 X 
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد