X
تبلیغات
رایتل
سه‌شنبه 10 مرداد‌ماه سال 1385

قربانی سن

تو حس تَرَحُم را به عشق می‌گیری
امّا اون حس عشق را به تَرَحُم،
 نه عشق می‌شناسم نه تَرَحُم.
فقط می‌دونم؛
بازگشت همه به سوی اوست.

 

 

 

 

/گذشته‌ای پر از شادی و شور دارم
آینده‌ام اصلا قابل رویت نیست.
/کابوس جدایی ما هم خون میریزه هم
اشک هم... فقط دستم به آستر دامن
خداست.
/هیچ وقت! هیچ وقت! یکی دیگه!
یکی دیگه!
/این روزها تو تنها امیدم هستی،
امیدی کوتاه و گذرا، امیدی که
دست آخر..............................
/قربانی سنم شدم... البته برای تو
فرقی نداره.

نظرات (3)
سلام از اشنایی باهات خوشحالم ببین ما خیلی دوستای خوبی می شیم

سه‌شنبه 10 مرداد‌ماه سال 1385 ساعت 01:35 ب.ظ
امتیاز: 0 0
سلام
اگه اجازه بدی از مطالب وبلاگت بذارم تو وبلاگم

چهارشنبه 11 مرداد‌ماه سال 1385 ساعت 08:31 ق.ظ
امتیاز: 0 0
ممنونم سر زدی.. نه..مامان خودش مینویسه..البته من از طرفش آپ میکنم ...در مورد پستت هم باید بگم ..میگذره..امیدوارم همیشه به خوبی برات بگذره...

چهارشنبه 11 مرداد‌ماه سال 1385 ساعت 02:00 ب.ظ
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
 X 
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد