X
تبلیغات
رایتل
پنج‌شنبه 10 اسفند‌ماه سال 1385

حرف‌ / بی‌پایان / ما

خدا رو شکر می‌کنی که نمی‌تونیم؟
ولی شک نکن اگر هم در توان بود من نمی‌کردم.. داستان تکراری که شنیدی! من هم مثل تکراری‌ها راضی به عذاب تو نیستم.
من سیاهیه آینده‌ام رو امضا کردم، نگران نباش فقط خودم می‌سوزم و همین که عده‌ای رو گرم کنم برای من کفایت می‌کنه. حتی فکر تو هم کردم قسمتی از خودم رو برای تو گذاشتم تا کم کم بسوزه و تو همیشه گرم بمونی.
وقتی تمام شدم نگران نباش یه نفر اون لحظه حتماْ هست که شب‌ها تو بغلش باشی و گرم شی، هر وقت اراده کنی تو رو تا نهایت گرما و لذت هم خواهد برد، گاهی بی‌اراده هم می‌روی. ولی وقتی در اوج لذتی گاهی به خیالت خواهم اومد، هنوز در بندی و من رو بیرون می‌کنی چون من رو مزاحم حریم خصوصیت می‌شماری. من نیستم ولی تو مجازات شرعی من رو خواهانی. حتم دارم در آینده من رو مزاحم و تباه کننده زندگیت به حساب میاری، نه وجودم تنها تفکرت به من.
ما تاثیر بی‌پایانی بر هم گذاشتیم که زمان بدترش خواهد کرد.

این‌ها رو نشنیده بگیر!
گوش ِ من وقت خواب جستوجوگر ِ نبض ظریف توست.

نظرات (6)
اوخی
بابا چه قدر خوشگل
گفتی غمم دردش گرفت

جمعه 11 اسفند‌ماه سال 1385 ساعت 06:30 ق.ظ
امتیاز: 0 0
ندا [ web ]
کاره خوبی کردی . من هم امضا کردم اما به خاطر خودم

جمعه 11 اسفند‌ماه سال 1385 ساعت 12:31 ب.ظ
امتیاز: 0 0
چرا انقدر از خود گذشتگی!

شنبه 12 اسفند‌ماه سال 1385 ساعت 09:30 ق.ظ
امتیاز: 0 0
من می خوام این تاثیر بی پایان تموم بشه دیگه...

شنبه 12 اسفند‌ماه سال 1385 ساعت 09:31 ق.ظ
امتیاز: 0 0
تو توی زندگی تکراری یه مشت اراجیف ...شعر می نویسی و بدتر از آن یه عده آدم تکراری و ...خل نظرات ...شعر تکراریشان را می دهند آخه ... خل تو برو فکر نان کن که شب دازو قلندر بیدار

شنبه 12 اسفند‌ماه سال 1385 ساعت 11:22 ق.ظ
امتیاز: 0 0
امان از دست زمان.........................
تو بلاگرد پینگ کن
لینکت رو تایید کردم

شنبه 12 اسفند‌ماه سال 1385 ساعت 07:02 ب.ظ
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
 X 
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد