میدونی که تخیلم قوی هست؛
حتی میتونم در آغوش معشوقهای دیگر با چشم بسته تو رو احساس کنم.
جذب آینه میشم که برای چند دقیقه به خودم خیره شم.
چشمام قرمز شده، حالت عادی ندارن.
من در آینه شکستم یا آینه در من؟
چرا خودم رو چند تکه میبینم؟
چرا دستهام هم رنگ چشمام شده؟
آینه جدید، خرج باندپیچی و... جواب صرفهجوییهای این ماه من بود.
حال من خ.و.ب است.
آهنگایی که خاطره دارم باهاشون رو گوش میدادم. شطرنج هم بازی میکردم.
داشتم فکر میکردم چه حرکتی بکنم، و مدام آروم میگفتم سرباز دل،سرباز دلرو چیکار کنم؟
توصیه میشه با بقض شطرنج بازی نکنید چون در هفت حرکت چکمیت میشید..
پ.ن: -بغض- سان ۱۹ رو تقدیم ما کرد.
تشخیص میدم و چیزی نمیگم تا خودش متوجه بشه.
اما اون تنها ضعف شخصیتی و عقلانی نداره!!!
اون احساساتش بر پایهی حماقته..
متاسفم، کاری از من ساخته نیست.
/رسم عشق و عاشقی رو از بر شدم!
عشق عادت نیست، عشق مترادف
هوس هست. هوسرانی رو میدونید که؟
تا آخرش رو برید تا به معنای عشق پی ببرید.
مطمئن باشید، در غیر این صورت پشیمانیست.
/تکرار نشدن اشتباهها یه اراده میخواد و یه
پشتکار! که من جفتش رو ندارم. ولی من از
راه دیگهای میرم، اول تلافی میکنم و بعد
جبران میکنم. (این راه رو تضمین میکنم)
/حالا که گذشت.. اما از این به بعد طور دیگهای
خواهد گذشت. به نفع تو!
/دست و پا نزنیم دیگه، بسه.. برو با افکارت
حال کن.
/من تنهاییم رو میپرستم.
.پایان بود، شروعی مثل اول.
به رویاها میپردازم و حسرت میخورم..
خوب احمق تو خودتم میدونی رویاست!! چرا حسرتش رو میخوری؟ تو که ۲ماه پیش هم همین رویا پردازی رو داشتی و همین حسرتا رو میخوردی. تو حقته، تا آخر عمرت حسرت بخور بدبختِ احمق.