X
تبلیغات
رایتل
سه‌شنبه 1 آذر‌ماه سال 1384

هنوز ندیدمت!

 کنسرت ، بارون ، ورزش
تو یه نگاه خیلی خوش می‌گذزه
تو دو نگاه خیلی زیباست
تو سه نگاه ممکنه خسته کننده باشه
و در نگاه چهارم مزخرف، بی‌مزه ‌و تلخ

 

 

/وبلاگت مبارک عزیزم:)
مطمئنم با سلیقه‌ای که داری
جزء وبلاگنویسان دوست داشتنی
میشی(البته الانم هستی:دی)
/سرماخوردگی،تب،مریضی و مدرسه
کاشکی فقط ۱نفر میفهمید سرکلاس
وقتی دارم به درس گوش میکنم و
میخندم چه حالی دارم !
/بازم میگم بی‌شعورترین افراد کسانی
هستند که وقتی من‌ رو بیرون میبینن
می‌پرسن:جریان اون پست ولاگت چیه؟
/«هنوز ندیدمت» :دی :( :)) :((
نمی‌دونم جنبه مثبت قضیه‌س که تاحالا
ندیدمت یا جنبه منفی؟! ما که + گرفتیم.

شنبه 28 آبان‌ماه سال 1384

عشق یا عادت؟

...و من هنوز تفاوت بین عشق و عادت
رو نفهمیدم .

 

/آخه من گناهم چیه که هرکی
دپرس میشه به من رو میاره؟
/شادمهر اگر ایران میموند
بی‌شک یکی از چهره‌های
ماندگار می‌شد...ولی رفت
به خاطر ساختن ۴تا کلیپ
لختی.
/من موندم و عادت‌هام...

شنبه 28 آبان‌ماه سال 1384

عشق یا عادت؟

...و من هنوز تفاوت بین عشق و عادت
رو نفهمیدم .

 

/آخه من گناهم چیه که هرکی
دپرس میشه به من رو میاره؟
/شادمهر اگر ایران میموند
بی‌شک یکی از چهره‌های
ماندگار می‌شد...ولی رفت
به خاطر ساختن ۴تا کلیپ
لختی.
/من موندم و عادت‌هام...

سه‌شنبه 24 آبان‌ماه سال 1384

یادآوری

یادته سِنیوریتا رو سِنگوریتا می‌گفتی‌؟!
نه ، فقط می‌خوام یادت بیاد...
گاهی یادآوریِ گذشته لازمه ! نه:دی؟

 

 

/با قاطعیت می‌تونم بگم
که ۱٪ هم در پست‌رفتم
نقشی نداشتم!
/هنوزم وقتی چای می‌خوره
صداش قلقلکم میده:دی
/وحشتناک تنبل و بی‌حوصله شدم
یه تکونی باید بدم. . .
/خیلی یه نفر می‌تونه پررو باشه
که همش Invisble بیاد بالا...اَخ اَخ
:دی

پنج‌شنبه 19 آبان‌ماه سال 1384

پایان لحظه‌ها

لحظه‌هایی رو دارم می‌گذرونم
که باید قدرشون رو بدونم. . .
لحظه‌هایی رو دارم می‌گذرونم
که شاید هیچ‌وقت دیگه تکرار نشه!

/من این لحظه‌ها رو دوست دارم
بلد نیستم قدر بدونم/
      

 

/حتی یک لحظه هم نمی‌تونم
تصورش رو بکنم...بازم جدایی
بازم دوری...بازم دل‌تنگی و
بازم تکرار گذشته . . . !
/بلاگ اسکای خیلی پفیوزی
آخه این چه طرز تغییر سیستمه؟
/وقت کنم حتماً قالب رو ترجمه
می‌کنم به سیستم جدید.
/لحظه‌های دوست داشتنی
همیشه زود تموم میشه؛
/...و من بازم باید چهرهء
هیستریک به خودم بگیرم.

دوشنبه 9 آبان‌ماه سال 1384

سنگ نما اما دوست داشتنی

Tweety,Z3



/همونا که معرفت گذاشتن
همونا که از خیلی موقعیت‌ها
به خاطرشون گذشتم ،
حالا این عقده بازی‌ها رو
در میارن. . .ولی هیچ خیالی
نیست ! من هنوزم جا دارم
برای خنجرهای بعدی.
/خوب به بم‌بست نخوردم
و هنوز هم می‌گم اگر تنها
۱ بار دیگه به بم‌بست بخورم
فقط هوس بازی میکنم ، نشون
هم میسپرم به گادمون.
/چقدر کیف میده هروز آنلاین
نشیـــــــــــــــــی!! ووی :دال
/سنگ‌نما اما دوست داشتنی :ایکس
کاشکی بفهمم چی تو کلش میگذره؟!
چهارشنبه 4 آبان‌ماه سال 1384

No Come aGain

۵۶ دقیقه طول کشید...آنلاین داشتم می‌نوشتم
برق رفت !!!
اون تروشات دیگه هیچ‌وقت برنمی‌گرده. . .



/اگه این‌بار به بم‌بست بخورم
قول شرف می‌دم دیگه فقط
هوس بازی کنم!!!
این خط
اینم یه خط دیگه!
بدون نشون.
/ نمی‌تونم درک کنم
نمی‌تونم، یعنی انقدر
لاس؟!!!!!!
/سبک باید عوض کنم.
>> پست به دلیل ت...ی بودن اعصاب نویسنده ت...ی شد

یکشنبه 1 آبان‌ماه سال 1384

گناهکار اما پاکِ پاک

من ، سوم دبستان ، سر صف صبحگاهی
سخنرانی مدیر دبستان :
دل‌های همه شما پاک پاک است؛
چون هنوز انقدر کوچکید که به گناه آلوده نشدید!
!!!و من بعد از حرفش احساس گناه‌کاری می‌کنم؛
و به یاد کارهایی که من‌و دختر همسایه می‌کردیم
می‌افتم. . .


/چرا باید ما این‌طوری بار بیایم که هیچ‌وقت
احساس پاکی نکیم؟
/ممکنه کسایه زیادی باشن که ازشون بدم
میاد ، ولی فقط یه نفره که کینه دارم ازش !
/فقط خدا می‌دونه که این دختره با این کاراش
می‌خواد چی بگه .
/همیشه یه جای کارام نقص داشته ! و همیشه
از کارام ناراضی بودم ، غرور هم بعضی وقتا چاشنی
کارام میشه که در نهایت همه چیز به گند کشیده میشه.