X
تبلیغات
رایتل
دوشنبه 27 تیر‌ماه سال 1384

At The Weekend

تو رو خدا میای تو اتاقم حواست باشه حوله صورت منو نندازی رو زمین ، آخه انقدر انداختی که دیگه احساس میکنم دارم با موکت صورتم رو خشک میکنم:(
سر کلاس زبان :

معلم : please , make a sentence with WEEKEND
من :  I gonna go to my friend's home at weekend
وقتی اینو گفتم تو دلم نیش خندی زدم و گفتم : by the way i haven't any friends
بعدش هم برای اینکه بر حقیقت پرده بپوشونم با یه Just Kidding سر و تهش رو بهم اوردم.

(+) ازش پرسیدم چرا تخم مرغ مزه مرغ نمیده؟!‌ بهم گفت مگه تو مزه ننتو میدی؟؟ 

(+)گل سرخ خیلی گرون شده، نمیشه دیگه زیاد عاشق شد. دخترای خیلی باریک تو ماشینای خیلی بزرگ مثله ساندویچایی می‌مونن که نونش خیلی زیاده، همونقدر هیجان انگیز و همونقدر بی مزه…

توی تاکسی بودیم با بچه ها ، که یه BMW مامانی از جفتمون رد شد ، راننده گفت شبیه بنز زده ها!!! من گفتم ولی هیچیش شبیه بنز نیستا!!! برای اینکه ضایع نشه یخورده بعد گفت طرح سمند زده! ! ! همون لحظه از فرط خنده ، اشک از چشمانمان جاری شد:) ( البته خداییش خیلی جلو خودمون رو گرفتیم ولی یه دفعه یکی از بچه ها بغض خندش ترکید ما هم همراهیش کردیمD: )

مرور خاطرات : سر کلاس دینی بودیم معلم در حال فرمودن حرف های گران های گران بها بود و من هم داشتم با پویا در مورد یه بنده خدای هرزه ای صحبت میکردیم. معلم دیگر طاقت نیاورد و رفت طرف دفتر خودش که اسمم رو یاداشت کنه ، به دفتر که رسید با لحن تندی گفت : شما اسمت کیه ؟! ( جای شما خالی به اندازه ۱کیلو زعفران خندیدیم )

نکته زندگی (شماره ۲) :
¤ وقتی می خواهیم از هم برای مدت کوتاه یا بلندی جدا شویم ، مرا طوری ببوس که تا بروم و برگردم ارضا باشم و حوس کَسی را نکنم! ¤

پنج‌شنبه 23 تیر‌ماه سال 1384

جوجه های نوشی هیچ وقت پرپر نمی شوند

حمایت مدنی، حقوقی و عاطفی از نوشی و جوجه‌هایش 
من نوشی رو نمیشناختم تا همین چند روز پیش!! ولی چه بد موقع با این زن پاک آشنا شدم...سکوت های نوشی از هر فریادی بلندتر است...سکوت های نوشی دل هر سنگدلی رو بدرد میاره. خیلی فکر کردم که به نحوی به نوشی کمکی کنم ولی هیچ کمکی از من ساخته نیست!!! من یه مادر نیستم ولی تا حدودی وقتی به حس مادرانه فکر میکنم دلم آتیش میگیره برای نوشیِ عزیز. نوشی از صمیم قلب برایت آرزو موفقیت ، سربلندی و مخصوصاً پیدا کردن جوجه های دوست داشتنیت دارم.

هی تو از اینجا رد میشی گوشاتو تیز نکن ، چشاتو باز نکن ، لباتو جم نکن
هی تو از این جا رد میشی لهجتو چِنج نکن ، فِیستو داون نکن ، روتو باز نکن

طی صحبت هایی که با مدیر برنامه هام داشتم ، قرار بر این شد که تلویزیونی راه اندازی کنیم در جهت سرگرمی و همیاری مردم ، نام تلویزیون نیز Teletan TV است!

آره مثل خر تو گِل گیر کردم ، ۴ گزینه دارم که در صورت انتخای یکی چندین گزین رو از دستت میدم :
۱. اگر گزینه ۱ رو انتخاب کنم دقیقاً ۳ گزینه بعدی رو از دست میدم!(گزینه ۱ عشق و جون و وجود من هست اگر از دستش بدم خیلی برام گرون تمام میشه)
۲.
اگر گزینه ۲ رو انتخاب کنم گزینه ۱ و ۴ رو از دست میدم( این گزینه ۲ رو خیلی دوست دارم ، این میتونه منو همیشه راضی مگه داره)
۳.اگر اینو انتخاب کنم گزینه ۱ رو از دست میدم و مجبورم گزینه ۴ هم کنار بذارم.(خیلی وابستم به این ۳)
۴.در صورت انتخاب این گزینه شماره ۱ از دست میره ، ۳ رو مجبورم میکنه که ازش جدا شم !

گزینه ۴ حذف شد )
گزینه ۱ حذف شد )              دارم آتیش میگیرم...
گزینه ۲ حذف شد )

کمک کنید:(

وقتی میبینم اونایی که دور و ورم هستن و دارن به هدفشون میرسن خیلی خوشحال میشم:)
ولی وقتی به خودم نگاه میکنم که بین اون همه آدم موفق انقدر سر در گم و نا موفق هستم باز هم خوشحال میشم چون میدونم اونا هم از این بابت خوشحالن:(

نکته زندگی
(شماره۱) :
¤ همیشه سعی کن من رو راضی نگه داری حتی اگر خودت ناراضی باشی
¤