X
تبلیغات
رایتل
جمعه 30 مرداد‌ماه سال 1383

۴تا قالب برایBlogsky

آره P30WEB ۴تا قالب باحال برای Blogsky معرفی رده حتما سر بزنید.

جمعه 30 مرداد‌ماه سال 1383

برگشتم

آقا مسافرت فینیشد.عشق و عاشقی هم فینیشد.هر روز ۲۴ساعت پای نت هم فینیشد.هنوز از مسافرت برنگشته گاومون زایید...خلاصه یه سری کار برام پیش اومده و فقط در روز ۱ساعت بیشتر نمیتونم آنلان شم...شما به بزرگی خودتون ببخشید دیگه ولی از ۱۱همین ماه به بعد ۲۴ساعته آنلاین در خدمت شما هستیم.(امان از امتحانات ورودی مدارس)

دوشنبه 19 مرداد‌ماه سال 1383

آی ای ۵

دوستان شرمنده این IE ما ۵ هست برای همین ادیتور بلاگ اسکای رو نشون نمیده. الان هم تهران هستم، خونه خالم...تا چند روز دیگه میرم رشت اونجا حتما آپدیت میکنم. پس فعلا بای بای .
دوشنبه 12 مرداد‌ماه سال 1383

شیراز...هستم!

الان شیرازم اصلا حوصله مسافرت کردن با خانواده رو ندارم...ولی دیگه مجبوریم دیگه.متاسفانه به علت وجود نداشتن کامپیوتر در خونه خاله مجبورم بیام کافی نت.ولی حال میده آدم یه چیزایی میبینه که روحش شاد میشهولی یه چیزایی هم میبینی که حالت از زندگی به هم میخوره.
خلاصه بد هم نمیگذره زیاد...ولی هرکاری میکنم از توی فکر این ... در بیام نمی تونم. چقدر بد آدم یه جورایی عاشق بشه... اه اه. آدم دوست داره همش یه جایی تنها باشه...همش توی فکرشه ، شبها خوابش رو میبینه و... . اگه نخوام کسی رو دوست داشته باشم کی رو باید ببینم آخه؟!
اینجا هم همه دارن از اینترنت استفاده مفید میکنن،آره چتهمه یاهو مسنجرها بالا و چت روم ها هم بازآخه نمیدونم این چت لعنتی چی داره که این همه آدم رو از کارو زندگی انداخته...البته بگما که مردم ایران هم یه خورده مشکل دارنا... .
وبلاگ هم همچنان پایین هست،متاسفانه...آخه من مسافرت هستم و نمیتونم کاری کنم ولی متمئن هستم که دوباره باید ام تی رو نصب کنم

منتظر آپدیت مسخره بعدی باشید...!
شنبه 10 مرداد‌ماه سال 1383

بدشانسی پشت سر هم...

دیگه بدتر از این نمیشه. اون از جواب رد دادن بهم ، بعد نویسندهای وبلاگ پست نزدن ، بعد خودم هر کاری کردم نتونستم پست بزنم و هر پستی که میزدم وبلاگ داون می شد.... حالا دیگه وبلاگ نمیاد بالـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا. دیگه داره اعصابم خورد میشه. یه دفعه دید دست به یه کاری زدم که...آره یه وقت دیدید نت رو به کل تعطیل کردم. چون خیلی داره اعصابم رو خورد می کنه. ولی کنار گذاشتن نت هم که به همین سادگی ها نیست... این بد شانسی ها به جای اینکه یکی یکی بیان دارن همینطوری پشت سر هم میان . آخه من تو نت حقه کی رو خوردم که حالا باید این بلاها سرم بیاد آخــــــــــــــــــــه؟! ولی متمئن باشید من بلاخره یه کاری میکنم(از نوع احمقانه)...
پنج‌شنبه 8 مرداد‌ماه سال 1383

جواب رد داد!خدا کنه باهام دوست شه!

جواب رد رو داد. دیگه به چه امیدی زندگی کنم؟! نخندین دارم جدی میگم...دیشب بلاخره دیگه گفتم بذار بهش بگم باهام دوست میشه یا نه؟
 خلاصه انقدر ازش سوال کردم که مثلا « اگر یه نفر رو دوست داشته باشی ولی اون تو رو دوست نداشته باشه چی کار میکنی؟» و ... . اون هم جواب منو میداد. بعد از ۵یا۶ تا سوال دیگه بهم گفت : اگر مشکلی داری که میتونم کمکت کنم بهم بگو؟
 منم یه خورده این ورو اونور کردم. بعد بهش گفتم: با من دوست میشی؟! گفت:نه . «دیگه بغضم داشت میترکید» ازش پرسیدم چرا ؟!‌ گفت: قصد ندارم با کسی دوست بشم.
 ولی من می دونستم اون برای چی با من دوست نمی شد... میدونستم تو دلش چی داره بهم میگه...بعد بهش گفتم : چرا با اون یارو دوست شدی؟! گفت : یه اشتباهی کردیم دیگه<----ترو خدا می بینین چقدر مردم شانس دارن.نوبت ما که میرسه دیگه مردم قصدشون نمی گیره.

 راستش من تاحالا از ۲نفر تقاضای دوستی کردم. ۱.یه دختر خوشکل که من تا قبل از این که ازش تقاضای دوستی کنم یه روی اون رو دیده بودم وقتی ازش خواستم باهام دوست بشه....وااااااااااااااااای یه فحش هایی بهم داد که من به عمرم نشنیده بودم--> با این کارش تمام زیباییش رو زیر سوال برد واقعا...بعد از اون کارش سریعا ایگنورش کردم و دیگه اصلا بهش فکر نکردم. ۲سال از اون ماجرا گذشت و من دیشب از گلم درخواست کردم و اون فقط بهم گفت:نه. ولی اینو دیگه نمیتونم ازش بگذرم...حتی اگر شده دیگه با هیچ کس هم دوست نمیشم...هر چندسال هم که شده من منتظرش میمونم حالا میبینید.

 ولی اگر قبول کرد...میترکونم همه جا رو توی همین وبلاگ یه پست میزنم که هرکسی میخواد بگه تا یه وبلاگ مجانی بهش بدم به صورت http://yourname.p30web.com . آره خلاصه. ولی فکر نکنین من هر دختر خوشکلی میبینم هوایی میشم و میخوام باهاش دوست بشم ها! نه اصلا هم این طور نیست. خیلی کم پیش میاد من یه نفر رو ببینم و توی نگاه اول عاشقش بشم...میدونید که عاشقی چه درد بزرگیه مخصوصا وقتی که عشقت ازت رو برگردونه و عاشق یه نفر دیگه باشه.
 به نظر شما من چی کار میتونم بکنم که اون باهام دوست بشه...فقط ازم نخواین که فراموشش کنم چون نمیتونم...از دیشب تا الان تو فکرشم هر کاری کردم فراموشش کنم نتونستم. تا قبل از اینکه گلم آشنا بشم همش تو فکر کامپیوتر بودم و عاشق اینترنت ولی وقتی دیدمش ۸تا از امتحانام رو پشت سر هم بخاطرش خراب کردم بعدش دیگه اصلا تمایلی به بیرون رفتن و برنامه نویسی و اینترنت نداشتم.
 بعد که آیدیش رو پیدا کردم ۲۴ساعت آن بودم به عشق این که اون ۱۰دقیقه آن بشه ولی اون روحش هم خبر نداشت که من اینقدر دوستش دارم و چه کارایی که برای رسیدن بهش نمیکنم؟!؟!

-< گلم اگر خودت داری اینو میخونی بهم بگو من چی کار کنم تا با من دوست بشی?!>-

   آره میدونم دوستی که  زور نیست ولی شما نمی دونین تو دل من چی میگذره؟!؟! دیگه حالم از این زندگی تکراری بهم میخوره ٪۹۹ دارم زدِ حال میخورم تو زندگی...

 (( راستی عزیزم تهران بهت خوش بگذره. ))

پنج‌شنبه 8 مرداد‌ماه سال 1383

به نظر شما چی کار کنم؟

دیگه دارم دیوونه می شم. گفته بودم که ۵تا نویسنده برای وبلاگم گذاشتم...ولی هیچ کدومشون ۱پست هم نمی زنن تا دل ما رو خوش کنن. حالا دیگه خیلی مسئله جالب شده. به من با عصبانیت میگن چرا همش خودت آپدیت میکنی؟!منم بهشون گفتم: خوب بخشید امروز دیگه آپدیت نمی کنم. به من قول داده می شه که عصر حتما حتما آپدیت کنه...منم دیگه خوشحال می شم شب ساعت ۱۲:۳۰ که آن میشم میبینمآپدیت نکرده. دوباره همون شب یکی  دیگه از نویسنده ها رو می بینم... بهش میگم چرا اون شب آپدیت نکرده؟! میگه اااااااااااه شرمنده بخدا،من میخواستم آپدیت کنم، ولی یادم رفت دیگه نیومد...! ولی امروز دیگه آپدیت می کنم. منم با خیال راحت میرم میخوابم تا الان که ساعت ۷:۳۰ که از خواب بیدام میشم و میبینم آپدیت خبری نیست که نیست. به نظر شما من باید چی کار کنم؟؟؟!
چهارشنبه 7 مرداد‌ماه سال 1383

باز یه خورده بی کار شدم

سلام دوستان باز یه خورده بی کار شدم گفتم یه حالی به این وبلاگ بدم . قالب خوشگل شده نه؟! این قالب رو من ساختما حواستون باشه فکر نکنین XmanXساخته؟! خلاصه می دونید که ما همیشه قانون کپی رایت رو رعایت می کنیم. راستی باز می خوام بیام و توی وبلاگ شروع به نوشتن کنم! معلوم نیست شاید الان جو گرفنم دارم این طوری صحبت می کنم. آخه آپدیت کردن وبلاگ(P30WEB) هم کار آسونی نیست به خدا ، پیر میشیم تا یه آپدیت کنیم...همین چند روز پیش پی۳۰وب جون ۱ماهه شد. هی دارم میگم حالا اول راهم بعدا عادی میشه ولی تا حالا که نشده. خدا کنه این ۵نفر نویسنده که برای وبلاگ گذاشتم یکیشون لااقل ۱پست بزنه تا دله ما یه خورده خوش بشه...ولی از این خبرها نیست که نیست. من آماده هستم تا با بقیه وبلاگ ها و سایت ها تبادل لینک و لوگو بکنم... اگر کسی تمایل داشت در قسمت نظرات بگه تا من لینکش یا لوگوش رو بذارم . راستی زندگی ما همچنان تکراریه فکر نکنین یه تحولی توی زندگی من رخ داده....