X
تبلیغات
رایتل
جمعه 30 شهریور‌ماه سال 1386

بی‌لقاح

اون شب که رفتی، توی شوک رفتنت
به دیدن دوباره و لحظه‌ی هم‌آغوشی
فکر می‌کردم. ۱سال گذشته و من
چقدر بچه‌گانه و خوش‌بینانه فکر می‌کردم،
این لحظه تجربه خواهد شد اما ما
هم‌دیگه رو نخواهیم دید..

 

 

 

 

/روزهام پشت پا می‌زنند، دوستشون
ندارم.

نظرات (9)
و هیچکس نفهمید من چه کشیدم و چه دیده ام که این چنین به آوارگی روحم پرداختم...

جمعه 30 شهریور‌ماه سال 1386 ساعت 12:04 ب.ظ
امتیاز: 0 0
زیادی خوش بینانه فکر کردنم خوب نیست !

جمعه 30 شهریور‌ماه سال 1386 ساعت 01:13 ب.ظ
امتیاز: 0 0
دفعه ی اول که شکه شدم چیزی نگفتم ۱ سال و ۵ ماه گذشت دیگر نه طاقت شکه شدن دارم و نه شکستن

خدا رو شکر کن پشت پا می زنند اگر خنجر از پشت می زدند چه می کردی؟
راستی چرا اونورا نمیای؟خوشحال می شم تشریف بیارین

شنبه 31 شهریور‌ماه سال 1386 ساعت 01:22 ق.ظ
امتیاز: 0 0
بعضی آدما بعضی لحظه ها رو هیچ وقت تجربه نمی کنن،
اون هم لحظه هایی که خیلی دوستشون دارن.

شنبه 31 شهریور‌ماه سال 1386 ساعت 01:44 ق.ظ
امتیاز: 0 0
زندگی با همین چیزا خوبه عزیزم!!

شنبه 31 شهریور‌ماه سال 1386 ساعت 08:55 ق.ظ
امتیاز: 0 0
سلام عرض شد . می بینم که شما سابقه نوشتاریتون بیشتر از همه اونائیه که تا به حال دیدم . پس لطفا منو در بهتر شدن باغ مهتابیم یاری کنین .
اگه بدونی این زنای محلمون چه ادمائین خدائیش به من هم حق می دی که این طوری باهاشون برخورد کنم .
بیا تابهت بگم !!

شنبه 31 شهریور‌ماه سال 1386 ساعت 03:18 ب.ظ
امتیاز: 0 0
FM [ web ]
SeE

یکشنبه 1 مهر‌ماه سال 1386 ساعت 10:19 ب.ظ
امتیاز: 0 0
اقا این حرفها رو بیخیال من یه کاری با شما دارم مهمه لطفا ادرس ایمیل یا ای دی یا هو تو برای من میل کن یادت نره

سه‌شنبه 3 مهر‌ماه سال 1386 ساعت 09:09 ب.ظ
امتیاز: 0 0
خوندن این نوشته ات من رو به یاد کسی و خاطره ای انداخت. آرزو، گاهی چه واژه ی ناملموسی میشه.

دوشنبه 9 مهر‌ماه سال 1386 ساعت 09:46 ب.ظ
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
 X 
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد