X
تبلیغات
رایتل
چهارشنبه 30 آذر‌ماه سال 1384

شب 8v8

امشب، شب یلدا (8v8)
در کنار دبیر خصوصی فیزیک
حتماً خوش خواهد گذشت!
نه؟

 

/امسال هم مثل بقیه سال‌ها جوجه‌هام
رو شمردم...همان یک دونه است!
جای تعجبش این‌جاست که جوجه‌ی ما
تخم هم میزاره. . .
/همه جا رو گشتم...ولی اطلاعاتی
در مورد شب جمعه پیدا نکردم!
می‌خوام ببینم چی باعث شده
که شب جمعه شده؟‌و کار کی بوده؟
/دبیر خصوصی فیزیک و شب یلدا (8v8) !

سه‌شنبه 29 آذر‌ماه سال 1384

گذر زمان

گفته بودی به کسی رو نمیدی
گفته بودی با کس دیگه‌ای نیستی
گفته بودی می‌تونیم با هم باشیم
آره حق توست!
چون نگفتی می‌تونیم از با هم بودن
لذت ببریم؛
پس حق با توست///

 

/خیلی سخته آدم از چیزی مطمئن باشه ولی
مدرکی نداشته باشه. . .برای همین مجبوره
بی منطق بازی دربیاره .
/ممکنه خیلی کس ها رو دوست داشته باشم
 ولی خیلی کم پیش میاد از کسی خوشم بیاد!
و ای کاش از هیچ کس خوشم نمیومد .
/ضربه عاطفی خوردن خیلی بچه‌گانست:))
و ضربه خوردن از رو بی عقلی خیلی احمقانه!
/همه چیز رو سپردم به گذر زمان و این یعنی
ضعف عقل که نمی‌تونه یه تصمیم درست
بگیره...
/همه چیز رو میدونم...همه چیزت رو !

جمعه 18 آذر‌ماه سال 1384

بزرگ‌ترین آرزوی من

ازت ناراحت نمی‌شم آخه عقل تو
هنوز جای رشد داره. . .

 

/اشتباه پشت اشتباه !
مجبورم و باز هم
اشتباه پشت اشتباه !
/این کار و کردم تا آخرش هم
می‌ایستم، ولی بی‌شک
برنده منم. . .دلم می‌سوزه
برات عزیزم!خیلی دوست‌داشتی
هستی.
/به‌به...چه روابط صمیمــــــــیی:))
/انکار نمی‌کنم ولی دوست‌داشتنی‌هام
انگشت شمارند !
/الان دیگه هیچ ذوقی برای (نمیگم) نیست
در حدِ یه رفع تکلیف !
/بزرگترین آرزوی من داشتن یه
آرزوی بزرگِ ممکن است.

چهارشنبه 9 آذر‌ماه سال 1384

تولدش مبارک

هنوز به شگرد تاثیر گذاشتن روی
دیگران مسلط نشدم ؛
گاهی وقت‌ها خیلی خوب تاثیر
میذارم و گاهی وقت‌ها اصلاً. . .

 

 

/تولدش مبارک،ولی چرا اینطوری شد؟!
/یه دفتر خاطرات که از صفحه دوم تا آخرش
نوشته:
خیلی وقته که از چشام بی‌تو بارون می‌باره
دل نا امید من تو رو آرزو داره !
/در حین اینکه همه دورتو گرفتن و شلوغه سرت
دوست داری بشینی و زار بزنی که چقدر تنهایی.
/دگرگونی،تحول؟ الان ؟ نه زودِ...
زودِ برای سختی کشیدن.
/دیگه اینجا هم نمی‌تونم راحت حرفمو بزنم
می‌خوام اسم بیارم...که کی باهام چی‌کار کرد؟
از کی کینه دارم؟ و خودم با کی چی‌کار کردم (!!!)

سه‌شنبه 1 آذر‌ماه سال 1384

هنوز ندیدمت!

 کنسرت ، بارون ، ورزش
تو یه نگاه خیلی خوش می‌گذزه
تو دو نگاه خیلی زیباست
تو سه نگاه ممکنه خسته کننده باشه
و در نگاه چهارم مزخرف، بی‌مزه ‌و تلخ

 

 

/وبلاگت مبارک عزیزم:)
مطمئنم با سلیقه‌ای که داری
جزء وبلاگنویسان دوست داشتنی
میشی(البته الانم هستی:دی)
/سرماخوردگی،تب،مریضی و مدرسه
کاشکی فقط ۱نفر میفهمید سرکلاس
وقتی دارم به درس گوش میکنم و
میخندم چه حالی دارم !
/بازم میگم بی‌شعورترین افراد کسانی
هستند که وقتی من‌ رو بیرون میبینن
می‌پرسن:جریان اون پست ولاگت چیه؟
/«هنوز ندیدمت» :دی :( :)) :((
نمی‌دونم جنبه مثبت قضیه‌س که تاحالا
ندیدمت یا جنبه منفی؟! ما که + گرفتیم.