X
تبلیغات
رایتل
یکشنبه 16 مهر‌ماه سال 1385

یک برگِ سفید

مَسلک ما پوچ گرایی است؛
با اعتقاداتمون سخت می‌گذرونیم،
با عواطفمون کنار نمی‌آییم،
به امید آینده‌ای مبهم.

 

 

 

 

 

/روزهای اول وقت کشیدن رُس‌ ِ
عشقمون بود، حالا باید با این
خشتِ سخت بسازیم.
/پنجره‌ی آرزوهام رو باز می‌کنم؛
چقدر نفرت‌ها زیباست، چه حسرت‌های
دلنشینی.. می‌بندمش و به ادامه‌ی
راه فکر می‌کنم، که در راه آرزو‌ها 
همه چیز خوش است.
/تو رو اونطور که دوست دارم تصور کردم،
احساس حقیری بهم دست داد.
تو رو اونطور که دوست داری تصور کردم،
دست از خیال پردازی کشیدم.
/اگر روزی یه برگ سفید به عنوان نامه
بهت دادم، نگه‌ش دار، هر از گاهی بهش
نگاه کن تا به نهایت دوست‌داشتنم پی‌ببری.
/حامی‌یان ما فرشته‌هایی هستند که بر
شانه‌هایمان نشته‌اند، و  محبت‌هایمان را
نوشته‌اند.
/بی‌گدار که به آب میزنم تا مدت‌ها بعد از
اون روحم مجال نفس راحت کشیدن رو
بهم نمیده .

نظرات (1)
فکر نمی کنم اسم این مسلک را بشه گذاشت پوچ گرایی!!

بابت لینک هم ممنون..

سه‌شنبه 18 مهر‌ماه سال 1385 ساعت 01:52 ق.ظ
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
 X 
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد